ماجراهاي جديد
سلام دوستان گلم دلم براتون خيلي تنگ شده بود، اميدوارم الان كه ديگه داريم نزديك به عيد نوروز ميشيم همگي سالم و سلامت باشيد و كارهاتون رو به خوبي انجام داده باشيد .
اين روزها وقتي مي زني براي خريدي بيرون مي بيني كلي آدم تو خيابونهاست، با اين كه قيمتهاي خيلي خيلي افزايش پيدا كردن ولي باز هم مردم بيرون هستند و همه به تكاپو افتادن يه جورايي مثل ماشين يا آدم آهني فقط فقط ميدوند، حتي خود ما هم شايد همينطور شده باشيم بعضي وقتها به خودم ميگم واقعاً لازمه يا عادته وقتي فكرش رو مي كنم مي بينم يه جورايي هم قشنگه و هم از روي اجباره در واقع حال و هواي اين روزها باعث ميشه مردم اينجور به خودشون سختي بدهند و همه كارهاشون رو بزارن دقيقه 90 از جمله خود من، از اون جايي كه من هم شاغلم و بعد از اون هم مي رم دانشگاه تا برسم خونه كلي زمان مي بره و ساعت 9 شب شده يعني بهترين وقتي يا مفيد ترين ساعتي كه مي تونستم به بهترين شكل ازش استفاده ببرم رو از دست دادم و اين باعث انبار شدن كارهام روي هم ميشه و از همه مهمتر اينكه اين ( ريز گرد ) و طوفاني كه يكي و دو هفته شهر ما رو فرا گرفته ديونمون كرده از يك طرف ما تميز مي كنيم چند دقيقه بعد باز ميبينيم كه يك لايه خاك روي وسايل نشسته، خلاصه هر چقدر زحمت كشيديم اصلاً فايده اي نداشته حالا اينهاش يك طرف از همه بدتر اينكه روي ريه و دستگاه تنفسيمون هم تأثير گذاشته و نميزاره درست نفس بكشيم، حالا ما آدم بزرگها شايد بتونيم تحمل كنيم ولي اين كوچولوهاي ناز چه گناهي كردن .
حالا از اين حرفها بگذريم يك مقدار از ماجراهاي راميلا خانم تعريف كنم .
راميلا خانم اين روزها حسابي شيرين زبوني ميكنه و با كارها و حركات قشنگش دل همه رو مي بره قربونش برم ماشاءا... بيشتر از سنش مي فهمه و بلبل زبوني مي كنه كه بعضي اوقات خودم دوست دارم بخورمش، يه چند وقتيه رو زبونش افتاده مي گه از دست تو تا يه كاري مي كني كه موافق خانم نيست يا دوست نداره انجامش بده ميگه اي از دست تو بعد هم يه اخمي ميكنه كه يعني دعوامون كرده .
بچه پرو خيلي لوس شده ولي با اين حال هم خيلي خيلي بامزه اين كار رو ميكنه بجاي اينكه باش برخورد كنيم يا متوجه اش كنيم كه كارش اشتباه است اينقدر خنده مون ميگيره كه نمي تونيم جلوي خودمون رو بگيريم .



ماجراهاي جديد 
